تبليغاتX
گالری - قدرت معجزه‌آسای عروسك

گالری

 

قدرت معجزه‌آسای عروسك


گذری روان‌شناسانه بر نمایش‌های تلویزیونی عروسكی.
اگر بپذیریم كه انسان از معدود موجودات ابزارساز و توانمندترین آنها در تخیل و تجسم است، ساخت عروسك، به او جان بخشیدن و با او سخن گفتن، رخدادی است منحصر به فرد وقتی می‌شنویم تاریخچه «بازی»‌به انسان‌های غارنشین برمی‌گردد این فرضیه كه «بازی نیازی است بنیادی برای بشر» در حد غذا و پناهگاه قوت می‌گیرد. مولوی می‌گوید: «غذای بشر نان است و اندكی شوربا و الباقی بازی...!»
عروسكی كه می شود با آن حرف زد، راز دل گفت، به او خشم گرفت، او را به مبارزه طلبید، او را به زمین كوبید و دوباره در آغوشش كشید، او را زخمی‌كرد و برایش مرهم گذارد و برایش لالایی خواند، به او غذا داد، لباس پوشانید و به جای پدر، مادر، خواهر، برادر، معلم، دكتر، پلیس، دوست، همسایه و... قرارش داد و در تمامی این احوالات، خاموشی و انفعالش فرصتی است تا حس كنترل و خلق جهانی مطابق با آرزوها ارضا شود، ابزاری بی‌نظیر برای برآورده‌كردن نیازهای روانی بشر است.
عروسك‌ها عموماً وسیله‌هایی هستند ارزان، دردسترس، جهان‌شمول و بی‌نیاز به تكنولوژی یا دانش پیچیده برای به‌كارگیری كه می‌توانند استفاده‌های متنوعی چون سرگرمی، تبلیغات، تجارت، آموزش، مفهوم‌سازی، فرهنگ‌سازی و درمان اختلالات رفتاری یا بیماری‌ها داشته باشند.
می‌دانیم كه كودكان، تلقین‌پذیری (Suggestivilitu) بالایی دارند و مرز میان خیال و واقعیت برایشان مبهم و نسبی است و در برابر موجوداتی كه با زبانی غیرمستقیم اما مأنوس و خودمانی با آنها ارتباط برقرار كنند، تأثیرپذیری شگرفی دارند؛ به‌خصوص كه این ارتباط به رابطه كلامی محدود نشده و آنها از حركت، ایما، اشاره و موزیك كه ساده‌ترند هم بهره می‌گیرند.



بنابراین در انتخاب و كاربرد صحیح چنین وسیله‌ای دقت فراوانی لازم است تا خلاقیت كودك رشد كرده و ذهن و دست‌های او را به ساختن و ازنوساختن وادارد، نه آنكه صرفاً كالایی باشد تجاری و مبلّغ فلان شخصیت كارتونی یا مروج مصرف‌گرایی؛ و همان‌گونه كه حس كنجكاوی و رویاپردازی را توسعه می‌بخشد تعامل دوجانبه میان كودك و دنیا را گسترش دهد چرا كه گاه فاصله میان خودمحوری (Narcissism) كودك با جهان واقعی را بازی پر می‌كند.
گاه كودكان برای انتقال از وابستگی به مادر (یا Caretaker) به سوی استقلال و خودكفایی، متوسل به وسایلی مانند پتو، عروسك یا اسباب‌بازی محبوب‌شان می‌شوند و در شرایط ترس و برای آرامش یا به خواب رفتن آن را در آغوش می‌گیرند كه اصطلاحاً آن را (tramsitional object) یا شیء انتقالی می‌نامند. در انتخاب عروسك باید اندازه، رنگ، جنس، قوام، اجزا و فرم كلی آن متناسب با سن، جنس و شرایط كودك باشد.
تنوع در مدل‌های انسانی یا عروسك‌های حیوانی به گسترش قوه تخیل و داشتن احتمالات بیشتر در بازی كمك می‌كند.با توجه به تاثیرپذیری پایدار در سن كودكی از الگوهای رفتاری یا هویت‌های كلیشه‌ای (مانند گرگ در نقش درنده، روباه در نقش فریبكار، كلاغ در نقش خبرچین و...) كه در دنیای واقعی هم وجود ندارند ارائه الگوهای كلامی و رفتاری تكراری می‌تواند ایجاد ذهنیت و مفهوم‌سازی ناصحیح كند كه اصلاح آن مشكل خواهد بود.
مفهوم گرگ و برگشت‌ناپذیری از مفاهیم انتزاعی است كه از حدود12-10سالگی در ذهن كودك وضوح می‌یابد؛ نكته‌هایی كه در روابط شخصیت‌های عروسكی یا كارتونی بایستی به آن دقت كرد و قبل از آن اشاره مستقیم به آن معمول نیست. گاه در دنیای بازی یا انیمیشن یا عروسك‌ها قدرت‌هایی معجزه‌آسا به شخصیت‌ها داده می‌شود كه كودك، آنها را واقعی قلمداد می‌كند.
یك موش یا... از ارتفاع بلندی می‌افتد بدون آنكه صدمه جبران‌ناپذیری ببیند و كودك نمی‌تواند تفاوت آن را با واقعیت درك كند؛ پس در استفاده یا ارائه این محصولات باید نهایت دقت به عمل آید تا نتایج خطرناكی به دنبال نداشته باشد.
در «play Therapy» بازی‌درمانی، استفاده از عروسك‌ها یا (puppet) به كودك امكان بیان افكار و احساسات او را بدون ترس و مقاومت مهیا می‌سازد تا بتواند ترس‌ها، علایق و تمایلات خود را وارد صحنه درمان كند و اطلاعات ارزنده‌ای از فرصت روحی خود به درمانگر بدهد یا به كمك «Acting out» كودك در فضایی امن و قابل قبول احساسات و افكارش را به فعل درآورد. و گاه با تكرار آن به خود و جهان مسلط شده ترس‌ها كمرنگ می‌شود، تنش‌ها كاسته می‌شود، خشم‌ها بیرون‌ریزی می‌شود.
از این ویژگی می‌توان در درمان مشكلاتی چون «phubia» یا افسردگی یا گنگی انتخابی (selective Mutism) یا اختلاس پس از سانحه (ptsd) بهره گرفت و همچنین برای آموزش مهارت‌ها، درك روابط خانوادگی، بررسی سوءاستفاده‌های فیزیكی یا جنسی (child a buse، حل مسائل خواهر و برادرها (Sibling rivarly)، رفع عادات غلط، گوشه‌گیری و انزوا، ارزیابی قدرت كلامی، شناخت مهارت‌های یدی، هماهنگی عضلانی (Theoky of mind)، تئوری ذهن (reciprocity)، مقابله با درمانگر، وابستگی‌ها، حركات تكراری و بسیاری موارد دیگر استفاده كرد.
عروسك‌ها بایستی در عین داشتن جنبه بازی و ظاهری جذاب و مطلوب، مهارت‌های یدی و هماهنگی چشم و دست و ذهن را پرورش دهند؛ مهارت‌های فردی مانند بیان احساسات حل مسئله مدیریت خشم را آموزش دهند؛ ارزش‌های اخلاقی مانند صداقت، همكاری، نوعدوستی، امانتداری، مهربانی و... را تقویت كنند و مهارت‌های اجتماعی مانند برقراری ارتباط موثر، احقاق حق، آشنایی با نقش‌های اجتماعی را معرفی كنند.
یكی از ضروریات زندگی بشری «خوب انتخاب كردن» به كمك تفكر نقادانه (critical thinking) و مهارت تصمیم‌گیری با استفاده از فرآیند جمع‌آوری اطلاعات، داشتن گزینه‌های متعدد و انتخاب بهترین گزینه با درنظر گرفتن معایب و مزایای هر كدام است كه در فرصت‌هایی چون خرید لباس، كتاب، اسباب‌بازی، لوازم التحریر، خوراكی و... نمود می‌یابد و می‌تواند به انتخاب‌های مناسب در دوست‌یابی، رشته تحصیلی، شغل‌یابی یا همسریابی منجر می‌شود.
حتی آموزش چگونگی نگهداری از اسباب‌بازی‌ها و وسایل شخصی یا نحوه مشاركت با سایر كوكان در میهمانی‌ها و مدارس و... و همچنین روش برخورد با شكستن، خراب شدن، گم شدن، غیرقابل استفاده شدن آنها و حتی بخشیدن یا بازیافت‌شان، بخش مهمی از آموزش مهارت‌های فردی و اجتماعی را در خود نهفته دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 3:41  توسط raze-zibaei  |